رفسنجانی از خبرگان رفت و چه بهتر
بعد از شنیدن این خبر دو سوال در ذهنم جرقه زد. اول این که آیا هیچ وقت رفسنجانی در خبرگان بود و دیگر آنکه آیا خبرگان، که اساسا جایگزین مجلس موسسان شده، اصلا مجودیت دارد یا نه. سوال دوم را به سه فوریت جواب دادم و جواب آن اینکه این مجلس از روز تولد شومش هیچ کاری برای ملت انجام نداده به جز اینکه از بیتالمال این ملت حقوق و مزایا پرداخت کرده و یک مشت بیسواد متحجّر را بر سر قدرت آورده. و اما جواب سوال اول کمی مفصلتر و پیچیده تر بود. در جایی خواندم که باز هم یکی از این سبزللهیها گفته بود که حال بدون رفسنجانی در مجللس خبرگان چه کنیم ولی آیا واقعا رفسنجانی هیچوقت در خبرگان رهبری بود؟ برای من بودن به معنی اثر داشتن است و من به نوبه خود اثری از رفسنجانی در خبرگان ندیدم به جز این که هر سال که این مجلس با دعا و ثنا به جان رهبر عظیم ال شرم انقلاب تمام میشد، این رفسنجانی بود که این اعلامیه سراسر ننگ را برایش را میخواند و به عنوان دومین دزد نظام بر دزد و جانی اول آن مهر تائید میزد.
یادم نمیرود که درست سال پیش بود که بعد از آن نماز جمعه یکی به نعل و یکی به میخ، رفسنجانی مدتی از نظر پنهان شده بود، که بعدا عکس ایشان را در همان ایام در کنار احمدینژاد با لبخند ژوکوند دیدیم، و همه منتظر بودند که بعد از جریان کهریزک و آن ناجوانمردی که به ایرانیان رفت، اینبار رفسنجانی حرفی بزند و اقلا بگوید که رهبر یک دست حتئ طبق قانون به اصطلاح اساسی خود رژیم نمیتواند رهبر باشد چون ایشان عقلا، جسمآ و روحا سالم و کامل نیستند، ولی ایشان چه کردند، همان دعا و ثنای سابق به اضافه اینکه گفتند از خامنهای رهبری بهتر و لایق تر برای ایران پیدا نمیشود. ایشان درست در همان موقعی که میتوانستند به ملت خدمتی بکنند و از جایگاه قانونی خویش فقط یک بار به نفع این ملت استفاده کنند بیشترین مجیز را گفتند و بزرگترین دستمال را پهن کردند و تصادفی هم نبود.
حال شما بگویید با داشتن چنین دوستانی چه احتیاجی به دشمن داریم. اکبر ر. همیشه در جهت منافع خودش بوده و من نمیدانام این سایت کلمه و دیگر سایتهای ایشان چرا اصرار میکنند که با نبود امثال، رفسنجانی، موسوی، کروبی و باقی این اصلاح طلبان شریک رژیم، چیزی از جنبش ایران کم خواهد شد. آقای رفسنجانی تا به حال در هیچ پست و مقامی نبوده که جز به نفع خود و خانوادهاش برای کسی کاری انجام دهد. ایشان بعد از ۳۲ سال، به علاوه پولهای نقد در خارج، شاهراههای پولی، کازینو و هتل در لاس وگاس و صدها چیز دیگر، چرا باید به فکر ملت ایران باشد و از کی تا به حال دوستی با این ملت کرده که این دفعه دوّمش باشد و نبود ایشان در مبارزه احساس شود.
به نظر من هر چه این سوپاپهای اطمینان، امثال موسوی، کروبی، رفسنجانی و دیگر عوامل رژیم، در این مبارزه نباشند وقت این ملت کمتر تلف میشود و با هزینهٔ کمتر میتوان زودتر نتیجه گرفت. این ابزار رژیم تاا کنون هیچ کاری به جز شکاف در صفوف مبارزان و خرید وقت برای رژیم نداشتهاند. اینها هر موقع که رهبرشان دستور میدهد به میدان میآیند و با گفتن جملات دو پهلو سعی در این میکنند که به ملت بگویند که حامی قدرتمندی در بین رژیم وجود دارد و به خاطر این حامی هم که شده ملت میتوانند به خانه بروند و بگذارند که این آسیابهای بادی اژدها را از میان ببرند. غافل از اینکه همین رفسنجانیها و امثالهم رفقای تجاری و دوستان گرمابه و گلستان رهبرند و همانگونه که بارها اعلام کردند با رهبری فقط اختلاف نظر در چگونگی اجرای احکام ایشان دارند و نه خود احکام....
نام ناشر: babak - Wednesday, 9 March, 2011

